سلام
یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد ...
، می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد،
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذیرفت،
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!
هرگز حرف خدا را باور نکردم،
وعده هایش را شنیدم، اما نپذیرفتم،
چشم هایم را بستم تا او را نبینم
و گوش هایم را نیز، تا صدایش را نشنوم،
من از خدا گریختم بی خبر از آن که او با من و در من بود.